بسم الله الرحمن الرحیم

إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون ( ۵۵ مائده )

این است و جز این نیست که  ولی شما خداست و رسولش و کسانی که ایمان آوردند و نماز می خوانندو صدقه می دهند در حالی که در رکوع اند.

سلام علیکم

برای استفاده از مطالب وبلاگ از فهرست موضوعات ( از منوی سمت راست) و فهرست مطالب ( از منوی سمت چپ) استفاده فرمایید.

در این وبلاگ از مقاله ی ارزنده ی سایت ولی عصر به این آدرس استفاده فراوانی شده است.

+ نوشته شده توسط سید محمد امین در دوشنبه ششم تیر 1390 و ساعت 22:46 |
بسم الله الرحمن الرحیم

آیه ی ولایت یکی از آیات قرآن مجید است که موضوع آن مشخص کردن  افرادی است که بر ما ولایت دارند یعنی سرپرست ما هستند .

در بیانی دقیق تر باید گفت که با توجه به آیه ی ولایت خلافت بلافصل حضرت امیر المومنین علی ابن ابی طالب ثابت می شود .

حال چرا ما برای اثبات ایم موضوع از قرآن استفاده می کنیم دو دلیل عمده دارد .

اولا : قرآن کتابی است که تمام امت آن را قبول دارند و برای اثبات هر موضوع علمی اول به آن متمسک می شوند

ثانیا : تقریبا تمام امت آن را کتابی دقیق و و دور از تحریف می دانند ( البته به جز عدّه ای لج باز و عنود )

حال به این می پردازیم که موضوع آیه ولایت چیست برای این کار نگاهی به شان نزول این آیه در یکی از معتبر ترین کتب نزد اهل سنت می اندازیم:

تفسير الدر المنثور في التفسير بالمأثور که نوشته جلال الدین السيوطي که از بزرگان تفسیر نزد اهل سنت است.

 وأخرج الطبراني في الأوسط وابن مردويه عن عمار بن ياسر قال " وقف بعلي سائل وهو راكع في صلاة تطوّع، فنزع خاتمه فأعطاه السائل، فأتى رسول الله صلى الله عليه وسلم فاعلمه ذلك، فنزلت على النبي صلى الله عليه وسلم هذه الآية { إنما وليكم الله ورسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة ويؤتون الزكاة وهم راكعون } فقرأ رسول الله صلى الله عليه وسلم على أصحابه، ثم قال: من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه ".

که مضمون حدیث آن است که روزی سائلی نزد حضرت امیر آمد و حضرت در حال رکوع بودند حضرت در همان حال دست خود را به سوی سائل بردند و انگشتر را به او بخشیدند پس رسول خدا آمدند و از این موضوع آگاه شدند پش به ایشان نازل شد { إنما وليكم الله ورسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة ويؤتون الزكاة وهم راكعون } فقط ولی امر شما ( حاکم شما ) خداست و رسولش و کسانی که ایمان آوردند کسانی که نماز می خوانند و صدقه می دهند در حالی که در رکوعند ( آیه ۵۵ سوره مائده) و بعد خواندند برای صحابه این ایه را ، سپس فرمودند من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه  (هر کس من مولای اویم علی مولای اوست خدایا بلند دار کسی که او را بلند می دارد و دشمن دار کسی که او را دشمن می دارد)

البته انحصار به همین یک حدیث ندارد می توانید در در همین وبلاگ در بخش فهرست قسمت شان نزول اسناد بیشتر را بیابید.

نکته دیگر این است که شبهاتی هم توسط معاندین مرطرح شده که به حول و قوه الهی به آن ها جواب داده خواهد شد

+ نوشته شده توسط سید محمد امین در دوشنبه ششم تیر 1390 و ساعت 18:6 |

شان نزول آیه ی شریفه از کتب اهل سنت

اسناد نزول آیه ی ولایت در مورد حضرت علی در کتب اهل سنت

سند از کتب شیعه در مورد اثبات مخاطب آیه

شبهه حصر نبودن انما و جواب به آن

شبهه ی معنی کلمه ی ولی و جواب به آن

شبهه معنی راکعون و جواب به آن

+ نوشته شده توسط سید محمد امین در سه شنبه ششم اردیبهشت 1390 و ساعت 18:41 |
بسم الله الرحمن الرحیم

اسناد حاضر از کتب معتبر اهل سنت است که می گویید آیه ی ولایت در شان حضرت امیر المومنین نازل شده این اسناد در گروه های ۱۰ تایی عرضه می گردد .

لازم به ذکر است که این اسناد از کتاب " تجلی امامت در آیه ی ولایت " آقای محمّد رضا کریمی استخراج شده است.

قسمت اوّل

قسمت دوم

۲۱. احکام القرآن / تالیف جصاص / جلد 2 / صفحة 557 / چاپ دار الکتاب علمیّه بیروت

22. مناقب علیّ ابن ابی طالب / تالیف ابن مغازلی شافعی / صفحة 311  

23. کفایة الطالب / تالیف کنجی شافعی / صفحة 228 ،250 و 251 / چاپ نجف اشرف

24. ذخایر العقبی / تالیف محب الدّین طبری شافعی / صفحة 88 و 102 چاپ مصر

25. تاریخ مدینة دمشق / تالیف ابن عساکر / جلد 2 / صفحة 357 /چاپ دار الفکر بیروت

26 . ترجمة الامام علیّ ابن ابیطالب من تاریخ الدمشق /جلد 2 /صفحة 409 /چاپ بیروت

27. الفصول المهمّه / تالیف ابن صبّاغ مالکی / صفحة 108 و 123

28. فتح القدیر / تالیف شوکانی / جلد 2 /صفحة 53

29. التّهسیل / تالیف کلبی / جلد 1 /صفحة 181

30. تفسیر کشّاف / تالیف جار الله زمخشری / جلد 1 / صفحة 649 / چاپ 4 جلدی مصر ، افست نشر البلاغه

 

+ نوشته شده توسط سید محمد امین در شنبه سی و یکم تیر 1391 و ساعت 13:25 |
بسم الله الرحمن الرحیم

این پست در عرض پست قبلی (ترجمه ی آیه ی شریفه از دید شیعیان) آورده شده که به منظور تفهیم و تبیین بیشتر و بهتر آیه و دریافتن آراء و نظرات مختلف ایجاد شده

این بار ترجمه ی آیه را از دید اهل سنت و جماعت پی می گیریم

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَ هُمْ رَاكِعُون
انصارى : جز اين نيست كه ولىّ شما، خداوند و رسولش و مؤمنانى هستند كه نماز بر پاى مى‏دارند و آنان در اوج فروتنى، زكات مى‏پردازند
تاج  التراجم : خود ولى شما خداى تعالى است و رسول وى، و آن كسانى كه ايمان آورده‏اند، آن كسانى‏اند كه بپاى همى دارند نماز و همى دهند زكات، و ايشان ركوع كنان‏اند
ترجمه  ى طبرى: كه دوست شما خدايست و پيغامبر او و آن كسها كه بگرويدند و آن كسها كه بپاى دارند نماز و بدهند زكاة و ايشانند ركوع‏كنان‏
دهلوى : جز اين نيست كه دوست شما خداست و رسول او و مومنانى كه بر پا ميدارند نماز را و ميدهند زكوة را و ايشان پيوسته نمازگزارند
كشف  الاسرار : إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ خداوند و كارساز و يار شما و همدم (1) شما اللَّه است و رسول وى، وَ الَّذِينَ آمَنُوا و پس مؤمنان، الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ آنان 1- نسخه الف: هام دل. كه نماز بپاى ميدارند، وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ و زكاة مال ميدهند، وَ هُمْ راكِعُونَ (55)، و ايشان پشت خم دادگان.
نسفى : دوست شما خداى تعالى است و رسول وى و مؤمنان، الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ آنهااند كه نماز كنند و صدقه دهند در آن حال كه ايشانند راكعان.
دهم حجرى : بدرستى كه دوست شما خداى و فرستاده او و آنانى كه گرويدند، آنانى كه به پاى دارند نماز را و بدهند پاكئ خواسته را و ايشان ركوع‏كنان.

+ نوشته شده توسط سید محمد امین در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1391 و ساعت 23:46 |
بسم الله الرحمن الرحیم

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ

در این پست سعی شده تعداد زیادی از ترجمه های مترجمین شیعه گرد آوری شود.

مترجمین شیعه :

آيتى : جز اين نيست كه ولىّ شما خداست و رسول او و مؤمنانى كه نماز مى‏خوانند و هم چنان كه در ركوعند انفاق مى‏كنند.

احسن  الحديث :سرپرست شما فقط خداست و رسول او و كسانى كه نماز را اقامه مى‏كنند و زكاة را در حال ركوع مى‏دهند.


ارفع : سرپرست شما فقط خدا و رسول و كسانى هستند كه ايمان آورده‏اند و نماز را برپا داشته و در حال ركوع زكات مى‏دهند.


اشرفى :جز اين نيست كه ولى شما خدا است و رسولش و آنان كه گرويدند آنان كه برپا ميدارند نماز را و ميدهند زكاة را وقتى كه ايشان در ركوعند


الهى قمشه اى : ولىّ امر و ياور شما تنها خدا و رسول و مؤمنانى خواهند بود كه نماز به پا داشته و به فقرا در حال ركوع زكات مى‏دهند (به اتفاق مفسّران مراد على عليه السّلام است).


انصاريان : سرپرست و دوست شما فقط خدا و رسول اوست و مؤمنانى [مانند على بن ابى‏طالب‏اند] كه همواره نماز را برپا مى‏دارند و در حالى كه در ركوعند [به تهيدستان‏] زكات مى‏دهند.


بروجردى : ولىّ امر شما، خدا و رسول و آن كسى است كه نماز بپا داشته و در حال ركوع زكاة بفقيران داده است (باتفاق عامه و خاصه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بوده كه در حال نماز انگشترى بفقير عطا نمود و اين آيه در شأن آن جناب نازل شد


ترجمه  ى الميزان : جز اين نيست كه ولى شما خداست و رسول او و آنان كه ايمان آورده‏اند، همان ايمان آورندگانى كه اقامه نماز و اداى زكات مى‏كنند در حالى كه در ركوع نمازند.


ترجمه  ى تفسير اسان : جز اين نيست كه ولى و سرپرست شما: خدا و رسول او و آن افرادى ميباشند كه ايمان آوردند. همان افرادى كه نماز را بپاى ميدارند و زكات را در حال ركوع مى‏پردازند


حلبى : تنها، خدا و پيامبرش و كسانى كه ايمان آورده‏اند ولى شمايند. همان كسان كه نماز را بر پا مى‏دارند و زكات را مى‏دهند در حالى كه آنان در ركوعند.


خسروى : متولّى مصالح امور و مدبّر كارهاى دين و دنياى شما (كه بر شما ولايت و اولويت دارند و اطاعتشان بر شما مسلمانان فرض و واجب است) فقط منحصر است بخداى تعالى و رسول خدا (كه امر خدا را بخلق ميرساند و طبق امر و دستور او عمل و ابلاغ مى‏نمايد) و كسانيكه ايمان بخدا و رسول آورده‏اند (آنهم نه تمام مؤمنان بل) مؤمنانى كه نماز را (بطور تامّ و كامل و مراعات حدود و شرايط آن) بر پا ميدارند و در حالت ركوع زكاة ميدهند.


رضايى : سرپرست شما، تنها خدا و فرستاده او و كسانى كه ايمان آورده‏اند مى‏باشند (همان) كسانى كه نماز را بر پا مى‏دارند، و در حالى كه آنان در ركوعند، زكات مى‏دهند.


فولادوند  : ولىّ شما، تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده‏اند: همان كسانى كه نماز برپا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏دهند.


مشكينى : جز اين نيست كه سرپرست و ولىّ امر شما خدا و فرستاده اوست و كسانى كه ايمان آورده‏اند، آنها كه نماز را برپا مى‏دارند و در حالى كه در ركوعند زكات مى‏دهند.


مكارم : سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‏اند همانها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏دهند.


نور: ولىّ و سرپرست شما، تنها خداوند و پيامبرش و مؤمنانى هستند كه نماز را برپا مى‏دارند و در حال ركوع، زكات مى‏دهند.


ياسرى : جز اين نيست كه ولى و فرمانده شما، خدا و رسول اوست و آن كسانى كه ايمان آورده برپاى مى‏دارند نماز را، و زكات مى‏دهند در حال ركوع (اين آيه در شأن على بن ابى طالب- عليه السلام- نازل شد روزى كه در مسجد در حال ركوع نماز، انگشترى پر قيمت به سائل داد).

+ نوشته شده توسط سید محمد امین در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391 و ساعت 22:43 |
بسم الله الرحمن الرحیم

اسناد حاضر از کتب معتبر اهل سنت است که می گویید آیه ی ولایت در شان حضرت امیر المومنین نازل شده این اسناد در گروه های ۱۰ تایی عرضه می گردد .

لازم به ذکر است که این اسناد از کتاب " تجلی امامت در آیه ی ولایت " آقای محمّد رضا کریمی استخراج شده است.

قسمت اوّل

۱۱. تفسیر در المنثور / تالیف جلال الدین سیوطی / جلد ۲ / صفحه ۵۱۹ /چاپ دار الکتب علمیّه بیروت

۱۲. تفسیر غرائب قرآن / تالیف نظام الدین نیشابوری / جلد ۲ / صفحه ۵ و ۶ / چاپ دار الکتب علمیّه بیروت

۱۳. تفسیر فتح البیان / تالیف صدّیق حسن قنوجی / جلد ۲ / صفحه ۳۸۳ / چاپ دار الکتب علمیّه بیروت

۱۴. حاشیه الصّاوی بر تفسیر جلالین / تالیف الصاوی / جلد ۱ /صفحه ۲۹۱ / چاپ دارالتجاریّه الکبری مصر

۱۵. تفسیر انوار التنزیل / تالیف قاضی ناصر الدّین بیضاوی / جلد ۲ / صفحه ۱۵۶ /چاپ دار الصادر بیروت

۱۶.حاشیة شهاب علی تفسیر البیضاوی / تالیف قاضی شهاب الدین خفاجی / جلد ۳ / صفحه ۴۹۸

۱۷.تفسیر کشّاف و البیان / تالیف ثلعبی / جلد ۴ / صفحه ۸۰ / چاپ دار احیاء التراث العربی بیروت

۱۸. اسباب النزول / تالیف واحدی  نیشابوری /صفحه ۱۳۳ /چاپ دار العلمیّه بیروت

۱۹ .المعجم الکبیر / تالیف طبرانی / جلد ۷ صفحه ی ۱۳۰ / حدیث ۶۲۲۸

۲۰لباب النقول / تالیف سیوطی در حاشیه تفسیر جالالین / صفحه ۲۱۳

قسمت سوم

+ نوشته شده توسط سید محمد امین در جمعه بیست و چهارم تیر 1390 و ساعت 11:27 |
بسم الله الرحمن الرحیم

هر کلمه ای در لسان عرب به یک معنی حقیقی اطلاق می شود و به علل مختلفه ای چند معنی مجاز هم می گیرد .

اما ما در هر متنی که پیش رویمان قرار می گیرد باید ابتدا متن را با توجه به معنی اصلی آن بنگریم نه با توجه به معانی مجاز آن .

حال با این توجه سراغ معنی کلمه ی ولی در لغتنامه ها می رویم و سپس به توضیح عمق معنی کلمه ی ولی می پردازیم و به همین حد هم کفایت نکرده و ردّ آن را در کلام افراد می یابیم و پس از آن آن را در سیاق آیه بررسی می کنیم تا انشا الله حق آشکار گردد .

بخش اوّل معنی ولی در کتب معجم  یا همان لغت نامه :

۱.راغب اصفهاني مى‌گويد :

الولاء والتوالي أن يحصل شيئان فصاعداً حصولاً ليس بينهما ما ليس منهما ، ويستعار ذلك للقرب من حيث المكان ومن حيث النسبة ومن حيث الدين ومن حيث الصداقة والنصرة والاعتقاد والولاية : النصرة . والولاية : تولى الأمر . و قيل : الولاية والولاية نحو الدلالة والدلالة . وحقيقته : تولى الامر .

 دو چيز ، هر گاه چسبيده و كنار هم قرار گيرند كه شىء سوم ، ميان آن دو فاصله‌اى پديد نياورد كه پيوندشان را از هم بگسلاند ، « ولى » معنا و مفهوم پيداكرده و اين معنا در جاي ديگر كه قرب مكاني و نسبت و راستي و همكاري و عقيده داشته باشد به صورت استعاره به كار مي رود . ولايت ( به فتح واو ) به معناي نصرت و ولايت ( به كسر واو ) به معناي سرپرستي به كار مي رود ... حقيقت معناي ولايت همان سرپرستي است .

الراغب الإصفهاني ، أبو القاسم الحسين بن محمد  (متوفاي502هـ) ، المفردات في غريب القرآن ، ج 1   ص 533 ، تحقيق : محمد سيد كيلاني ، ناشر : دار المعرفة - لبنان .

۲.ابن اثير مي نويسد :

ومن أسمائه عز وجل الوالي وهو مالك الأشياء جميعها المتصرف فيها وكأن الولاية تشعر بالتدبير والقدرة والفعل

ولايت اشاره و دلالت بر تدبير و اعمال قدرت و انجام كاري دارد .

الجزري، ابوالسعادات المبارك بن محمد (متوفاي606هـ)، النهاية فى غريب الحديث والأثر، ج 5   ص 226 ، تحقيق طاهر أحمد الزاوى - محمود محمد الطناحي، ناشر: المكتبة العلمية - بيروت - 1399هـ - 1979م.

۳.ابن منظور افريقي مي‌نويسد :

وولي المرأة الذي يلي عقد النكاح عليها ولا يدعها تستبد بعقد النكاح دونه .

سرپرست زن كسي است كه عقد نكاح به دست است و زن در اين امر  رها گذاشته نمي شود ، كه ديگران با عقد نكاح در حق او استبداد نمايند .

الأفريقى المصري، محمد بن مكرم بن منظور ( متوفاي711هـ ) ، لسان العرب، ج15 ، ص407 ، ناشر: دار صادر - بيروت، الطبعة: الأولى .

۴.صاحب مجمع البحرين مي نويسد :

والولي : الوالي ، وكل من ولي أمر أحد فهو وليه . والولي هو الذي له النصرة و المعونة . والولي الذي يدير الأمر ، يقال : فلان ولي المرأة إذا كان يريد نكاحها . وولي الدم : من كان إليه المطالبة بالقود . والسلطان ولي أمر الرعية، ومنه قول الكميت في حق علي بن أبي طالب . ونعم ولي الأمر بعد وليه ومنتجع التقوى ونعم المقرب .

ولي به معناي حاكم است و هركسي كه امر فردي ديگري را به عهده دارد او ولي آن كس است . ولي كسي است كه ديگري را ياري و همكاري مي كند . ولي به معناي كسي است كه تدبير و اداره امور مي كند ؛ مثل اين كه گفته مي شود : فلاني ولي زن است زماني كه قصد داشته باشد او را به عقد كسي دربياورد ، «ولي خون» به كسي مي گويند كه حق مطالبه قصاص را دا شته باشد . حاكم ولي امر رعيت است . از اين معنا است كلام كميت در حق علي (ع) كه گفت :  بهترين ولي هستي بعد از ولي و بهترين داروي تقوي و نزديك كننده هستي .

 مجمع البحرين ، ج‏1 ، ص 455 .

بخش دوم عمق معنی ولی :

ولی به علاوه ی معنی حقیقی خود که همان اولی الامری می باشد معانی مجاز زیادی دارد و این ناشی از اموری است که حقیقت ولایت مرکّب از انها است که ده مورد است و در ذیل بررسی می شود.

۱.تماس و مصاحبت

۲. محبّت

۳. تسلط بر امر

۴. اطاعت

۵. نصرت ویاری

۶.  تکمیل

۷. اصلاح

۸. نفع

۹.تصرّف

۱۰.اولویت

واضح است که اکثر معانی مجاز کلمه ناشی از  این امور است . فی المثال معنی محب و دوست که از این کلمه بر داشت می شود برای امر محبّتی است که ذکر شد .

بخش سوم ولی در کلام افراد

كاربرد « ولي»  در كلام ابو بكر

أبو بكر بعد از به خلافت رسيدن در خطبه‌‌هايي كه براي صحابه ايراد كرده ، با استفاده از كلمه «ولي» خود را « ولي امر مسلمين» خوانده است .

بلاذري در انساب الأشراف ، ابن قتيبه دينوري در عيون الأخبار ، طبري و ابن كثير در تاريخشان و بسياري ديگر از بزرگان اهل سنت ،‌ نخستين خطبه ابوبكر را اين گونه نقل كرده‌اند :

لما ولي أبو بكر رضي الله تعالى عنه، خطب الناس فحمد الله وأثنى عليه ثم قال: أما بعد أيها الناس فقد وُلِّيتُكم ولستُ بخيركم .

و چون ابوبكر به خلافت رسيد براي مردم سخنراني كرد و پس از حمد و ثناي الهي گفت : اي مردم من رهبر شما شده‌ام ؛ ولي بهترين شما نيستم .

البلاذري ، أحمد بن يحيى بن جابر (متوفاي279هـ) أنساب الأشراف ، ج 1 ، ص 254 ؛

الدينوري ، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ) ، عيون الأخبار ، ج 1 ، ص 34 ؛

الطبري ، أبي جعفر محمد بن جرير (متوفاي310هـ) ، تاريخ الطبري ، ص 237 ـ 238 ،  ناشر : دار الكتب العلمية – بيروت .

؛ ابن كثير دمشقي سلفي ، بعد از نقل اين خطبه مي‌نويسد :

وهذا إسناد صحيح .

سند اين حديث صحيح است.

القرشي الدمشقي ، إسماعيل بن عمر بن كثير أبو الفداء (متوفاي774هـ) ، البداية والنهاية ، ج 6 ، ص 301 ، ناشر : مكتبة المعارف – بيروت .

ابن قتيبه دينوري ، يعقوبي و أبو سعد الآبي ، نقل مي‌كنند كه خليفه اول خطبه‌اي خواند و گفت :

فحمد الله أبو بكر وأثنى عليه ثم قال إن الله بعث محمدا صلى الله عليه وسلم نبيا وللمؤمنين وليا فمنّ الله تعالى بمقامه بين أظهرنا حتى اختار له الله ما عنده فخلى على الناس أمرهم ليختاروا لأنفسهم في مصلحتهم متفقين غير مختلفين فاختاروني عليهم والياً ولأمورهم راعياً وما أخاف بعون الله وهناً ولا حيرةً ولا جبناً وما توفيقي إلا بالله العلي العظيم عليه توكلت وإليه أنيب .

خداوند محمد را پيامبر و سرپرست و پيشواي مؤمنان قرار داد ، و به وجود او بر ما منت گذاشت تا آن كه او را نزد خودش خواند ، مردم را آزاد گذاشت تا خودشان بر اساس مصلحت‌ها پيشوا بر گزينند ؛ پس مرا به سرپرستي بر گزيدند ، به كمك خدا نه از چيزي مي ترسم و نه سرگرداني احساس مي كنم .

الدينوري ، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ) ، الإمامة والسياسة ، ج 1 ، ص 18 ، تحقيق : خليل المنصور ، ناشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ - 1997م ؛

اليعقوبي ، أحمد بن أبي يعقوب بن جعفر بن وهب بن واضح (متوفاي292هـ) ، تاريخ اليعقوبي ، ج 2 ، ص 125 ، ناشر : دار صادر – بيروت .

الآبي ، أبو سعد منصور بن الحسين (متوفاي421هـ) ، نثر الدر في المحاضرات ، ج 1 ، ص 278 ، اسم المؤلف: تحقيق : خالد عبد الغني محفوط ، ناشر : دار الكتب العلمية - بيروت /لبنان ، الطبعة : الأولى ، 1424هـ - 2004م  .

محمد بن سعد در طبقات ، سيوطي در تاريخ الخلفاء و ابن حجر هيثمي در الصواعق و بسياري ديگر از بزرگان اهل سنت ، خطبه ديگري را از خليفه دوم نقل كرده‌اند كه پس از به خلافت رسيدن آن را ايراد كرده است :

لما بويع أبو بكر قام خطيباً فلا والله ما خطب خطبته أحد بعد فحمد الله وأثنى عليه ثم قال أما بعد فإني ولّيت هذا الأمر وأنا له كاره ووالله لوددت أن بعضكم كفانيه ...

وقتي كه با ابوبكر بيعت شد خطبه‌اي خواند كه به خدا سوگند بعد از او چنين خطبه‌اي خوانده نشد ، پس از حمد و ثناي الهي گفت : من به امر رهبري شما برگزيده شدم ؛ ولي از آن خوشنود نيستم ، دوست داشتم يكي از شما اين مسؤوليت را مي‌پذيرفت ...

ابو بكرخطاب به امراء گفت :  وكتَبَ إِلى أُمرَاءِ الأجنَادِ : وَلَّيْتُ عليكم عمرَ ولم آلُ نَفْسِي وَلا المُسْلِمين خيرا .

جامع الاصول  ج 4   ص 109

الزهري ، محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري (متوفاي230هـ) ، الطبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 212 ، ناشر : دار صادر - بيروت ؛

السيوطي ، عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ) ، تاريخ الخلفاء ، ج 1 ، ص 71 ، تحقيق : محمد محي الدين عبد الحميد ، ناشر : مطبعة السعادة - مصر ، الطبعة : الأولى ، 1371هـ - 1952م ؛

الهيثمي ، أبو العباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر (متوفاي973هـ ، الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ، ج 1 ، ص 37 ، تحقيق عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط ، ناشر : مؤسسة الرسالة - لبنان ، الطبعة : الأولى ، 1417هـ - 1997م .

ابو بكر موقع كه به عنوان خليفه انتخاب شده بود روي منبر رسول خدارفت گفت : من به عنوان سپرست بر شما گمارده شدم . 

وصعد أبو بكر المنبر عند ولايته الأمر فجلس دون مجلس رسول الله بمرقاة ثم حمد الله وأثنى عليه وقال إني وليت عليكم ولست بخيركم فإن استقمت فاتبعوني وإن زغت فقوموني

اليعقوبي، أحمد بن أبي يعقوب بن جعفر بن وهب بن واضح (متوفاي292هـ)، تاريخ اليعقوبي، ج 2   ص 127،ناشر: دار صادر – بيروت

عمر خطاب به مردم گفت : آگاه باشيد  من به عنوان سرپرست براي شما گمارده شدم .

 «...ألا إني قد وليت عليكم ...»

الطبري، أبي جعفر محمد بن جرير (متوفاي310)، تاريخ الطبري، ج 2   ص 490،ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت.

استعمال  «ولي »  در كلام عمر

مسلم بن حجاج نيشابوري به نقل از خليفه دوم مي‌نويسد :

فَلَمَّا تُوُفِّىَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ أَبُو بَكْرٍ : أَنَا وَلِىُّ رَسول صلي الله عليه وآله مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ . فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ الله عليه وسلم . فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنَ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ ُولِ اللَّهِ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم : مَا نُورَثُ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّىَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِىُّ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم  وَوَلِىُّ أَبِى بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِى كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا .

پس از وفات رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم ابوبكر گفت : من جانشين رسول خدا صلي عليه وآله‌ هستم ،‌ شما دو نفر (عباس و علي ) آمديد و تو اي عباس ميراث برادر زاده‌ا ت را درخواست كردي و تو اي علي ميراث فاطمه دختر پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم را

ابوبكر گفت : رسول خدا فرموده است : ما چيزي به ارث نمي‌گذاريم ، آن‌چه مي‌ماند صدقه است و شما او را دروغگو ، گناه‌كار ، حيله‌گر و خيانت‌كار معرفي كرديد و حال آن كه خدا مي داند كه ابوبكر راستگو ،‌ دين دار و پيرو حق بود .پس از مرگ ابوبكر ،‌ من جانشين پيامبر و ابوبكر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن ، دروغگو حيله گر و گناهكار خوانديد .

النيسابوري ، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاي261هـ) ، صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 1378 ، ح 1757 ، كِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ، بَاب حُكْمِ الْفَيْء ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي ، ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت .

در اين روايت خليفه دوم تصريح مي‌كند كه ابوبكر  خود را ولي و خليفه رسول خدا مي‌دانست ؛ ولي شما دو نفر او را تكذيب كرده و وي را خيانت كار و ... مي‌دانستيد ، من نيز خودم را ولي و خليفه رسول خدا مي‌دانم و شما دو نفر مرا دروغگو خيانت كار و ... مي‌دانيد.

عبد الرزاق عن معمر عن الزهري عن مالك بن أوس بن الحدثان النصري ... فلما قبض رسول الله صلي الله عليه وآله قال أبو بكر أنا ولي رسول الله صلي الله عليه وآله بعده أعمل فيه بما كان يعمل رسول الله صلي الله عليه وآله فيها ثم أقبل على علي والعباس فقال وأنتما تزعمان أنه فيها ظالم فاجر والله يعلم أنه فيها صادق بار تابع للحق ثم وليتها بعد أبي بكر سنتين من إمارتي فعملت فيها بما عمل رسول الله صلي الله عليه وآله وأبو بكر وأنتما تزعمان أني فيها ظالم فاجر .

عمر گفت : و چون رسول خدا از دنيا رفت ابوبكر گفت : من ولي و جانشين پيامبرم ، و همانگونه كه او رفتار كرد من نيز چنان خواهم رفتار كرد ؛ سپس عمر به علي و عباس گفت : شما خيال مي‌كرديد كه أبو بكر ظالم و فاجر است ... سپس من بعد از ابوبكر دو سال حكومت كردم و روش رسول و ابوبكر را ادامه دادم ...

إبن أبي شيبة الكوفي ، أبو بكر عبد الله بن محمد (متوفاي235 هـ) ، الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار ، ج 5 ، ص 469 ، ح9772 ، تحقيق : كمال يوسف الحوت ،  ناشر : مكتبة الرشد - الرياض  ، الطبعة : الأولى ، 1409هـ .

نكته مهم در اين روايت اين است كه ابوبكر مي‌گويد :

 « أنا ولي رسول الله صلي الله عليه وآله بعده» 

 كلمه « بعده » مطلب را روشن تر و ما را بهتر به مقصود مي‌رساند .

بررسي سندي
1. مالك بن أوس بن الحدثان النصري

وي از روات صحيح بخاري ، مسلم و بقيه صحاح سته اهل سنت است و حتي بعضي‌ها اعتقاد داشته‌اند كه او رسول خدا صلي الله عليه وآله را نيز ديده است.

مزي در تهذيب الكمال در باره او مي‌نويسد :

ذكره محمد بن سعد في « الصغير » في الطبقة الثامنة من الصحابة ممن أدرك النبي صلى الله عليه وسلم ورآه ولم يحفط عنه شيئاً .

محمد بن سعد وي را در كتابش (الصغير) در طبقه هشتم از صحابه ذكر مي‌كند و مي‌گويد : او از كساني است كه رسول خدا را درك كرد اما سخني از حضرت نقل نكرده است.

المزي ، يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفاي742هـ) ، تهذيب الكمال ، ج 27 ، ص 122 ، تحقيق د . بشار عواد معروف ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1400هـ – 1980م .

2.محمد بن مسلم معروف به ابن شهاب زهري

از روات بخاري ، مسلم و بقيه صحاح سته اهل سنت است .

ابن حجر در باره او مي‌نويسد :

الفقيه الحافظ متفق على جلالته وإتقانه وهو من رؤوس الطبقة الرابعة

فقيه و حافظ بود، بر بزرگي جايگاه او اتفاق نظر است و از سران طبقه چهارم است.

العسقلاني الشافعي ، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ) تقريب التهذيب ، ج 1 ، ص 506 ، تحقيق : محمد عوامة ، ناشر : دار الرشيد - سوريا ، الطبعة : الأولى ، 1406 - 1986  .

بنا بر آنچه كه در تفسير كلمه « ولي » از نظر لغت وكاربرد بيان شد ، به اين نتيجه و جمع بندي مي رسيم كه كلمه « ولي» همان گونه كه از نظر لغت به معناي سزاوار به تصرف وتدبير بود در اصطلاح  خلفا نيز به معناي ولايت بر تصرف وتدبير آمده است و ماقبل آيه معناي جديدي در مابعد آن ايجاد نمي كند .

قول عمر لوكان فلان حيا لوليته

شيباني از ابي عجفا روايت مي كند كه از عمر در باره جانشين سوأل شد گفت : اگر عبيده فرزند جراح درگ مي كردم سرپرست قرار مي دادم 

حدثنا هارون بن معروف قال حدثنا ضمرة بن ربيعة عن الشيباني عن أبي العجفاء قال قيل لعمر رضي الله عنه يا أمير المؤمنين لو عهدت قال لو أدركت أبا عبيدة بن الجراح لوليته...

النميري البصري، ابوزيد عمر بن شبة (متوفاي262هـ)، تاريخ المدينة المنورة، ج 2   ص 61، رقم : 1496،تحقيق علي محمد دندل وياسين سعد الدين بيان، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1417هـ-1996م.

لوكان أبوعبيدة ومعاذ وخالد حيا لوليتهم.

حدثنا أبو حامد ثابت بن عبدالله الناقد ثنا علي بن إبراهيم بن مطر ثنا عبدة بن عبدالرحيم ثنا ضمرة بن ربيعة عن يحيى بن أبي عمرو الشيباني عن أبي العجفاء أو أبي العجماء الشك من عبدة قال قيل لعمر بن الخطاب رضي الله تعالى عنه لو عهدت الينا فقال لو أدركت معاذ بن جبل ثم وليته ثم قدمت على ربي عز وجل فقال لي من وليت على أمة محمد صلى الله عليه وسلم قلت سمعت نبيك وعبدك صلى الله عليه وسلم يقول معاذ بن جبل بين يدي العلماء طائفة يوم القيامة

ابو نعيم اصفهاني ،از أبي العجما روايت نقل مي كند به اينكه از عمر در باره جانشين سوأل شد عمر گفت : اگر معاذ بن جبل را درگ مي كردم  اورا سرپرست قرار مي دادم، آنگاه كه در نزد پر وردگارم مي رفتم برايم مي گفت چه كسي را براي امة محمد صلى الله عليه وسلم ‌‌‌‌‌‌‌‌  سر پرست قرار دادي ؟ مي گفتم از بنده ونبي تو شنيدم كه مي گفت معاذ بن جبل روز قيامت جلو طائفه علما است.

الأصبهاني، ابونعيم أحمد بن عبد الله (متوفاي430هـ)، حلية الأولياء وطبقات الأصفياء، ج 1   ص 229،ناشر: دار الكتاب العربي - بيروت، الطبعة: الرابعة، 1405هـ.

لو كان سالم مولى حذيفة حيا لوليته

عمر گفت : اگر سالم مولي حذيفه زنده بود ، اورا سر پرست قرار مي دادم

قال عمر بن الخطاب كلاماً معناه لو كان سالم مولى أبي حذيفة حيّاً لولّيته الخلافة وأبعد من ذهب إلى أن المعنى خوفاً من الردّ وطمعاً في الإجابة .

أبي حيان الأندلسي، محمد بن يوسف (متوفاي745هـ)، تفسير البحر المحيط، ج 4   ص 314،تحقيق: الشيخ عادل أحمد عبد الموجود - الشيخ علي محمد معوض، شارك في التحقيق 1) د.زكريا عبد المجيد النوقي 2) د.أحمد النجولي الجمل، ناشر: دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ -2001م .

عمر گفت : اگر سالم مولي حذيفه زنده بودي اورا سر پرست قرار مي دادم .

لو كان سالم مولى حذيفة حيا لوليته

إبن خلدون الحضرمي، عبد الرحمن بن محمد (متوفاي808 هـ)، مقدمة ابن خلدون، ج 1   ص 194،ناشر: دار القلم - بيروت - 1984، الطبعة: الخامسة.

تاريخ المدينة المنورة  ، اسم المؤلف:  أبو زيد عمر بن شبة النميري البصري الوفاة: 262هـ  ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت  - 1417هـ-1996م ، تحقيق : علي محمد دندل وياسين سعد الدين بيان

لو أدركت أبا عبيدة بن الجراح لوليته

  حدثنا هارون بن معروف قال حدثنا ضمرة بن ربيعة عن الشيباني عن أبي العجفاء قال قيل لعمر رضي الله عنه يا أمير المؤمنين لو عهدت قال لو أدركت أبا عبيدة بن الجراح لوليته.

أدركت معاذ بن جبل ثم وليته ...  ولو أدركت خالد بن الوليد ثم وليته.

تمري از أبي عجفا  نقل مي كند  كه عمر راجع به جانيشني سوأل شد ، گفت : اگر أبا عبيده بن جراح را درك مي كردم اورا سرپرست قرار مي دادم .اگر معاذ بن و خالد بن وليد را درك مي كردم اورا سرپرست قرار مي دادم.

0 همين تعبير را درباره معاذ بن جبل و خالد بن وليد نموده است.

النميري البصري، ابوزيد عمر بن شبة (متوفاي262هـ)، تاريخ المدينة المنورة، ج 2   ص 61

،رقم : 1496 ،تحقيق علي محمد دندل وياسين سعد الدين بيان، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1417هـ-1996م.

اگر سالم زنده بود شك وترديدي مرا از سر پرست قرار دادن او بر شما باز نمي گذاشت .

قال عمر لو كان سالم حيا ما تخالجني الشك في توليته عليكم أو في تأميره

الدينوري، ابومحمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ)، تأويل مختلف الحديث ، ج 1   ص 122 ،تحقيق : محمد زهري النجار ، ناشر : دار الجيل - بيروت – 1393هـ – 1972م

كلمة الولي في كلام عائشة:

عن عائشة قالت: لما ولي أبو بكر قال قد علم قومي أن حرفتي لم تكن لتعجز عن مؤونة أهلي...

 عائشه گفت : وقتي ابو بكر سرپرست شد گفت: بدرستي قوم من مي داند كه شغل من بخاطر اين نبوده كه من از مئونه اهلم عاجزبودم

الزهري، محمد بن سعد بن منيع ابوعبدالله البصري (متوفاي230هـ)، الطبقات الكبرى، ج 3 ص 185،، ناشر: دار صادر - بيروت.

قال الألباني : وإسناد هذا صحيح على شرط الشيخين

الباني گفته است: اسناد اين حديث بنا برشرط شيخين صحيح است

ألباني، محمد ناصر (متوفاي1420هـ)، إرواء الغليل، ، ج 8 ص 232تحقيق: إشراف: زهير الشاويش، ناشر: المكتب الإسلامي - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية، 1405 - 1985 م.

 

أن عبد الملك بن مروان خطب يوما فقال : وليكم عمر بن الخطاب ، وكان فظا غليظا مضيقا عليكم فسمعتم له .

 عبد الملك بن مروان روزي خطاب كرد گفت : سرپرست شما عمر بن خطاب، تندخو و سخت دل ‏ودرتنگنا قراردهنده برشما بوده پس به اوگوش مي داديد.

ابن سيده المرسي ، أبو الحسن علي بن إسماعيل ( الوفاة: 458هـ)، المحكم والمحيط الأعظم  ، ج 1   ص 514، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 2000م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عبد الحميد هنداوي

المسعودي، ابوالحسن علي بن الحسين بن علي (متوفاى346هـ) مروج الذهب، ج 1   ص 40192 ، دار النشر :

كان عمر بن عبد العزيز رضي الله عنه يقول إذا رأى القاسم بن محمد بن أبي بكر: لو كان لي من الأمر شيء لوليته الخلافة.

إبن خلدون الحضرمي، عبد الرحمن بن محمد (متوفاي808 هـ)، مقدمة ابن خلدون، ج 1   ص 206، ناشر: دار القلم - بيروت - 1984، الطبعة: الخامسة.

السخاوي، شمس الدين محمد بن عبد الرحمن(متوفاي902هـ)، التحفة اللطيفة في تاريخ المدينة الشريفة، ج 2   ص 377 ، ،ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1414هـ/ 1993م.

بخش چهارم  بررسی ولی در سیاق آیه :

اگر کلمه ی ولی را در آیه به معنی دوست یا ناصر در نظر بگیریم معنی آن با عقل و دیگر آیات قرآن متضاد می شود . در این صورت معنی آن می شود :

إِنَّما (محبکم) اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ (55)

فقط دوست و ناصر شما خداست و رسول خدا و کسانی که در رکوع خاتم بخشیدند( حضرت علی )

آیا فقط دوست شما خدا و حضرت محمد و علی اند؟

حتی اگر الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ را تمام  مسلمانان در نظر بگیریم باز هم مشکل ایجاد می شود زیرا قرآن فرموده :

وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ . مائده / 82 .

مسلّماً يهوديان و كسانى را كه شرك ورزيده‏اند، دشمن‏ترين مردم نسبت به مؤمنان خواهى يافت و قطعاً كسانى را كه گفتند: «ما نصرانى هستيم»، نزديكترين مردم در دوستى با مؤمنان خواهى يافت، زيرا برخى از آنان دانشمندان و رهبانانى‏اند كه تكبر نمى‏ورزند

اين آيه در باره نجاشي نازل شده است كه در اين آيه ، خداوند نصارا را دوست و محبّ مؤمنين معرفي مي‌كند . اگر ولي به معناي دوست باشد ، تعارض پيش مي‌آيد . آيه 55 مائده مي‌گويد ، دوست شما فقط خدا ، رسول و «الذين آمنوا...» هستند . آيه 82 مائده مي‌گويد : نصاري دوست شما است .

اين تعارضي است آشكار و كلام خداوند منزه از اين كه با هم ديگر تعارض داشته باشند .

خلاصه کلام :

ولی به معنی اولی الامر است زیرا

۱. در معجم ها و لغت نامه ها به این معنی است

۲. در کلام صحابه به این معنی است

۳.  در سیاق آیه فقط به این معنی می تواند باشد

+ نوشته شده توسط سید محمد امین در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390 و ساعت 15:31 |

قاضي عضد الدين ايجي (متوفاي 756هـ) در كتاب المواقف كه از مهم‌ترين كتاب‌هاي عقائدي اهل سنت به شمار مي‌رود ، در باره آیه ی ولایت نقل مي‌كند :

وأجمع أئمّة التفسير أنّ المراد علي .

تمام پيشوايان تفسير  اجماع دارند بر اين كه اين آيه در باره امام علي عليه السلام نازل شده است .

الإيجي ، ‌عضد الدين عبد الرحمن بن أحمد الوفاة: 756هـ ، كتاب المواقف ، ج 3   ، ص 601 ، دار النشر : دار الجيل - لبنان - بيروت - 1417هـ - 1997م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عبدالرحمن عميرة.

+ نوشته شده توسط سید محمد امین در پنجشنبه نهم تیر 1390 و ساعت 12:49 |

                         شواهدالتنزيل ج : 1 ص : 224
و منهم جابر بن عبد الله الأنصاري
 232-  حدثنا الحاكم أبو عبد الله الحافظ غير مرة قال أخبرنا أبو بكر محمد بن جعفر بن يزيد الأدمي القارئ ببغداد قال حدثنا

                         شواهدالتنزيل ج : 1 ص : 225
أحمد بن موسى بن يزيد الشطوي حدثنا إبراهيم بن إبراهيم هو أبو إسحاق الكوفي قال حدثنا إبراهيم بن الحسن التغلبي قال حدثنا يحيى بن يعلى، عن عبيد الله بن موسى، عن أبي الزبير عن جابر قال جاء عبد الله بن سلام و أناس معه يشكون إلى رسول الله ص مجانبة الناس إياهم منذ أسلموا فقال النبي ص ابتغوا إلي سائلا. فدخلنا المسجد فوجدنا فيه مسكينا فأتينا [به‏] النبي ص فسأله هل أعطاك أحد شيئا قال نعم مررت برجل يصلي فأعطاني خاتمه قال اذهب فأرهم إياه [قال جابر] فانطلقنا و علي قائم يصلي قال هو هذا فرجعنا و قد نزلت هذه الآية إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ الآية

+ نوشته شده توسط سید محمد امین در چهارشنبه هشتم تیر 1390 و ساعت 14:49 |